قاسمى حسينى گنابادى

46

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

( 881 ق ) . امّا چندى بعد ، در تبريز وفات يافت و پسرش سلطان خليل تركمان به جايش نشست » ( نك : دايرة المعارف فارسى ، ذيل « اوزون حسن » ) . ( 74 ) - پارسادوست ، ص 137 . ( 75 ) - همان‌جا ؛ خورشاه ، ص 2 . ( 76 ) - پارسادوست ، ص 138 . ( 77 ) - همان‌جا . ( 78 ) - همان‌جا ؛ روملو ، ص 408 . ( 79 ) - خواندمير ، غياث الدّين ( ج 4 ، ص 425 ) تعداد مريدان وى را ده هزار ؛ عالم‌آراى صفوى ( ص 29 ) بيست هزار و روملو ( ص 408 ) دوازده هزار نفر مىنويسد . ( 80 ) - « چركسها » ( Carkasha ) گروهى از قبايل مسلمان ( حنفى مذهب ) قفقاز شمالى كه در ناحيهء بين جبال قفقاز ، رود كوبان ، و درياى سياه در شوروى سابق و نيز در خاك تركيه زندگى مىكنند » ( دايرة المعارف فارسى ، ذيل « چركسها » ) . ( 81 ) - ناحيه‌اى در غرب دربند ( جنوب شرقى داغستان ) . ( 82 ) - « سلطان خليل اللّه » I ( خليل ابن شيخ ابراهيم ) ، در حدود 820 - 867 ق سلطنت مىكرد . در زمان او اسكندر قراقوينلو به شروان تاخت و خرابى بسيار به بارآورد و با غنائم هنگفت به آذربايجان بازگشت . پس از آن ، سلطان خليل از كمك شاهرخ تيمورى برخوردار شد و آرامش و رفاه در شروان برقرار گشت ( همان ، ذيل « شروانشاه » ) . ( 83 ) - خواندمير ، غياث الدّين ، ج 4 ، ص 426 ؛ جهانگشاى خاقان ، ص 2 ؛ خورشاه ، ص 2 . ( 84 ) - سرور ، ص 32 ؛ دايرة المعارف فارسى ، ذيل « سلطان جنيد » . ( 85 ) - ص 139 . ( 86 ) - ص 53 - 54 . ( 87 ) - ص 143 . ( 88 ) - ص 53 . ( 89 ) - هينتس ، ص 53 - 54 . ( 90 ) - مارتا موسوم به حليمه بيگم از همسر مسيحى ( يونانى ) اوزون حسن ، دسپينا كاترينا بود . ( 91 ) - خواندمير ، غياث الدّين ، ج 4 ، ص 427 . ( 92 ) - عالم‌آراى صفوى ، ص 30 ؛ جهانگشاى خاقان ، ص 42 . ( 93 ) - قزلباش واژه‌اى تركى معادل « سرخ سو » « عنوان طوايف مختلف تركى كه در ترويج مذهب شيعه و تحصيل سلطنت صفويه به سلطان حيدر و پسرش شاه اسماعيل I يارى كردند . كلاه سرخ يا تاج قزلباش عبارت بود از كلاهى نمدين ، به رنگ سرخ ، كه نوكى بلند و دوازده ترك داشت و به دور آن عمامه‌اى سفيد يا سبز از پشم يا ابريشم مىپيچيدند . قزلباش‌ها مجموعه‌اى از افراد نه قبيلهء ترك استاجلو ، افشار ، تكلّو ، ذو الفقار ، روملو ، شاملو ، قاجاريه ، ورساق ، و صوفيهء قراباغ بودند . جهت جامع تمام اين قبايل دوستى و اخلاص آنها در حقّ « مرشد كامل » ( سلطان حيدر و فرزندان او ) و فداكارى در راه مقاصد او ، يعنى ترويج مذهب شيعه بود ، و به مناسبت جانفشانى در تقويت سلطنت صفوى به « شاهسون » شهرت يافتند ، و